ما خانه به دوشیم و جهان خانه ما نیست

«نوشتن» چراغ فکر من است

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فاضل نظری» ثبت شده است

81 بهانه ی دیدار

سفر بهانه ی دیدار و آشنایی ماست

از این به بعد «سفر» مقصد نهایی ماست

در ابروان من و گیسوان تو گرهی ست

گمان مبر که زمان گره گشایی ماست

خراب تر ز من و بهتر از تو بسیار است

همین بهانۀ آغاز بی وفایی ماست

زمانه غیر زبان قفس نمی داند

بمان که «پرنزدن» حیلۀ رهایی ماست

به روز وصل چه دلبسته ای ؟ که مثل دو خط

به هم رسیدن ما نقطه ی جدایی ماست

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
آفتابگردون

64 دعا کن

هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشق

هم دعا کن گره تازه نیفزاید عشق


۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
آفتابگردون

50 من آسمان پر از ابر های دلگیرم


من آسمان پر از ابرهای دلگیرم
اگر تو دلخوری از من،من از خودم سیرم

من آن طبیب زمین گیر زار و بیمارم
که هرچه زهر به خود می دهم نمیمیرم

من و تو آتش و اشکیم در دل یک شمع
به سرنوشت تو وابسته است تقدیرم

به دام زلف بلندت دچار و سردرگم
مرا جدا مکن از حلقه های زنجیرم

درخت سوخته ای در کنار رودم من
اگر تو دلخوری از من،من از خودم سیرم



۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
آفتابگردون

28 گرچه چشمان تو جز در پی زیبایی نیست

گرچه چشمان تو جز در پی زیبایی نیست

دل بکن ! آینه اینقدر تماشایی نیست

حاصل خیره در آیینه شدن ها آیا

دو برابر شدن غصه تنهایی نیست ؟!

بی سبب تا لب دریا مکشان قایق را

قایق ات را بشکن! روح تو دریایی نیست

آه در آینه تنها کدرت خواهد کرد

آه! دیگر دمت ای دوست مسیحایی نیست

آنکه یک عمر به شوق تو در این کوچه نشست

حال وقتی به لب پنجره می آیی نیست

خواستم با غم عشقش بنویسم شعری

گفت: هر خواستنی عین توانایی نیست

 

فاضل نظری

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
آفتابگردون