ما خانه به دوشیم و جهان خانه ما نیست

«نوشتن» چراغ فکر من است

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عشق» ثبت شده است

91 منظومه ای عاشقانه، به نام پدر

در تمام دوران کودکی فکر میکردم پدرم بی رحم ترین پدر دنیاست! اجازه نمیداد هرچقدر که دوست دارم شیرینی بخورم، سهم قندم برای چایی خوردن را نصف میکرد! کاکائو و شکلات که جزو خط قرمز های وحشتناک بود که گهگاه مگر دزدکی از آنها می گذشتم. و در نهایت جواب همه ی چرا های من این بود که «دختر گلم دندونات خراب میشه باید مواظبشون باشی»!

اولین باری که یک اپسیلون تاکید می کنم تنها یک اپسیلون حس تنفرم به این کارها کمتر شد شاید موقع سنجش دندان هایم برای ورود به مدرسه بود. آقای دندانپزشک همینطور من و بابا را تحسین می کرد. میگفت در تمام طول این مدت (احتمالا طولانی) حتی یک مورد هم شبیه من ندیده که دندان هایش هیچ پوسیدگی سطحی هم نداشته باشند و...

مراقبت های دقیق بابا در دوران کودکی، کارخودش را کرد و بعدها هم بدون اینکه متوجه باشم عادات غذایی من با هم سن و سال هایم کمی متفاوت از آب در آمد. البته نه اینکه مثل بچه سوسول ها بگویم این را می خورم و آن به مزاج من نمی خورد نه! تقریبا همه چیز می خورم اما مثل زری ولع مرگ آور برای شکلات و شیرینی آدامس و قهوه و... ندارم.

چند روز پیش برای بررسی دندان هایم رفتم دندان پزشکی. باز هم تحسین وتشویق پزشکان حاضر بود و شور شعف من که حالا عاشق کارهای منحصر به فرد پدر هستم. این روزها دارم اصرارهای معصومانه علی کوچولو را برای اینجور آت و آشغال ها میبینم، میفهمم چقدر مقاومت درمقابل خواسته بچه ها سخت است؛ تنها عطوفت پدرانه از پسش بر می آید. هر بار پدرم مهربانانه او را توجیه می کند. هر بعد از دنیای پدری خود منظومه ای عاشقانه است...

۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
آفتابگردون

78 عید عاشقی

رمضان تمام شد... بغض امانم را می برد....

 کسی چون من، هرگز نمی تواند ادعا کند رمضان را درک کرده در همین حد می فهمم که گرمای نگاه عاشقانه ات روح سرد و یخ زده مرا آرامشی بی اندازه بخشید. لحظه هایی که تو را با زبان روزه صدا می کردم آخ که چقدر ناز می خریدی ...آغوش مهربانی تو هر افطار مامن من بود و امید به رحمت و مغفرتت هر سحر، مایه آرامش جانم.

 آه ای بهترین ماه خدا، آه ای دربردارنده ی بی نظیرترین لحظات سال، چه زود گذشتی. چه دنیای حسرت بی نهایتی در قلبم نهادی...با این همه نداشتنت چه کنم؟ با بغض عمیق دوریت که جانم را به آتش می کشد چگونه سر کنم؟ این روح شکسته و بی مقدار را دگر چه کسی خریدار خواهد بود؟؟؟ ای خدای رمضان ای خدای ماه عشق! مرا دریاب! اینجا بدون نگاه مهربان تو من سرگشته و پریشانم. در من کمی عشق بدم، بگذار تمام سالم از جنس ماه عشق باشد...می خواهم عاشقانه بندگی کردن را بیاموزم.

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
آفتابگردون

71 زنده شدن

شماره پست تاریخ تولد منه

و امشب احیاست!

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
آفتابگردون

64 دعا کن

هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشق

هم دعا کن گره تازه نیفزاید عشق


۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
آفتابگردون

60 ما راز غمت به کس نگوییم، اگر... بوی جگر سوخته رسوا نکند

چقدر مرگ نزدیک است... و چقدر ما با تمام دبدبه و کبکبه مان تنهاییم!

موارد قابل ذکر EKG من:

Heart rate: 50

Sinus arrhythmia

و عصر هم تجربه شیرینbrain MRI . تمام مدت توی تونل لذت می بردم. چقدر قشنگ است این رویا که یک روز من هم بتوانم چنین وسیله تشخیصی خوبی را اختراع کنم.


خدایا مرا پاک به حضور بخواه!

مرا از خود رها کردی و بال پرزدن دادی

اگر این است آزادی مرا بی بال و پر گردان

+حلالم کنین.

۳ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
آفتابگردون

56 تو میر عشقی عاشقان بسیار داری


سلام بر جان عالم!

سلام بر بهترین بندگان خدا!

سلام بر مهربانترین و رئوف ترین پیامبر

امروز قلب آدم و عالم سرای توست

امروز هرچه می شنوم از صدای توست

اقرا باسم ربک یا ایها الرسول

فریاد کن رسول که دنیا برای توست



امشب نگاه مهربانت را دمی نصیب ما کن "رحمة للعالمین" ..

+از اینجا پیامبر را در آیینه قرآن ببینید.

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
آفتابگردون

55 زندگی بدون عشق

با اعتماد به نفسی
که به دندان موریانه ها مزه کرده است
یا با تکیه گاهی
که ندارم
چطور سر پا بمانم؟
دیوارهای دور و برم ریخته اند
باد می آید
دیواری
درختی
عصایی
عشقی
می خواهم
پاهایم کفایت نمی کنند

شعر از م. لطیفی

+ مرا همین گونه که بد هستم دوست بدار
   خوب ها را همه دوست دارند..
۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
آفتابگردون