پسر 23ساله اومده درمانگاه میگه 4بار وایکوسل عمل کردم. دکتر با تعجب نگاش میکنه میگه 4بااااار؟! چه خبره؟؟؟!!!

پسر که سرش پایینه میگه: آره 4بار. یکی از بیضه هامم برداشتم!

دکتر این دفعه تعجبش با عصبانیت همراه میشه: چرا برداشتی؟

پسر همچنان سرش پایین: همش درد داشت هرچی عمل کردم فایده نداشت!

دکتر با عصبانیت: خب پسر عمل وایکوسل مشکلو رفع میکنه دردو ممکنه از بین نبره، کی این کارو کرد؟کی برداشتی؟

پسر: یه مدتی میشه.حالا اومدم که این یکی رو هم بردارم!!

مخم سوت کشید!! داشتم کم کم سردرد میگرفتم!

دکتر باعصبانیت و مستاصل: برو پسر، برو دفعه بعد با مامانت بیا من بایست با مامانت حرف بزنم....

پسر: چرا مامانم؟!من خودم 23سااالمه!مستقلم... یعنی شما عمل نمیکنی؟! من حتما میخوام برش دارم رو اعتماد به نفسم اثر منفی داره!! اسپرمامم رفتم فریز کردم تازه!

دکتر که سعی می کرد آروم باشه یه سری توضیحات داد اما پسر اصلا نگاه نمیکرد و گوشش بدهکار این حرفا نبود در آخر دکتر گفت: ببین تو باید بری پیش روانشناسی که بهت معرفی میکنم تحت نظر باشی خودمم میام بهت سرمیزنم...تو باهاش همکاری کن بعدش تصمیم میگیریم که چیکار کنیم.باشه؟بعدم راستشو بگو...چیکار کردی اون بیضه تو...

پسر: راستش آقای دکتر یه کار دردناک کردم، الکل زدم توش چند بار که دیگه آتروفی شد بعدش رفتم دکتر و برش داشتم...

مخم سوت کشید فقط دلم میخواس یه جا بشینم احساس میکردم دیگه کشش شنیدن حرفاشو ندارم.

دکتر: کی برداشت؟ آتروفی هم شده باشه برنمیدارن که..

پسر ادامه داد: یعنی شما عملم نمیکنین؟ فقط روانشناس میگید برم؟!حالا شما برام یه نامه بدین ببرم پزشکی قانونی این یکی رو هم بردارم

دکتر: برو پیش دکتر روانشناس میام بهت سرمیزنم پسر...