چشم ها مهمترین عضو بشر هستن. کافیه اونی رو که باید، ببینن... فقط چند لحظه لازمه تا مشتتو وا کنن و تمام. حرفها و احساساتی که به هزار زحمت تو صندوقچه هفت در اسرار دلت قایم کردی: شکوه و گله، ذوق و اشتیاق، عشق و دلتنگی ...و دلتنگی و دلتنگی...و امان از دلتنگی

خودت میدونی من به مستی آغوش و گم شدن تو حریر صدات و هرررم نفسهات همیشه مومن بودم! اصلا هرچیزی که به نحوی به تو ارتباط پیدا کنه (مثلا گل ها و گلدونایی که دوسشون داری و نوازششون میکنی یا حتی میز اتاقت که ساعتها در نزدیک ترین فاصله ممکن با توئه و خودکاری که چند ساعت متوای گرمای دستاتو مال خودش میکنه و حتی ممکنه موقع فکر کردن برای چند لحظه لب هاتو تجربه کنه) رو دوس دارم البته از تو چه پنهون که قاطی حسم بهشون کمی هم حسادت هست! عطر لباس هات وقتی نیستی...این یکی خیلی بی رحمه. همیشه ی خدا دلتنگی و عطر که بهم برسن، بغض هم نفر سومیه که خودشو میرسونه... . داشتم از ایمانم میگفتم خب همه این ها یک طرف چشم هات یه طرف دیگه!به گمونم در مراحل کمال، سطحی برای عشق، مرتبه ای بالاتر برای جنون و بالاترین سطح برای غرق شدن دیوانه وار در چشم هات هست؛ و من در مراحل عشق به نهایت رسیدم.

بیا حرفهای قشنگ بزنیم سال جدیده! بیا یه اتفاق عاشقانه خلق کنیم چای با من ...تو فقط چشم هات...