سال نوی همه وبلاگ نویسان (بخونید هنرمندان عزیز) مبارک و پر از اتفاقات خوب و خیر باشه ان شاء الله.

خیلی وقته ننوشتم یعنی بارها خواستم اما از اونجا که بخش قبلی قلب بود با کشیک های یک شب درمیونش اجازه هیچ حرکت اضافه ای نمی داد و صد البته ما را به سخت جانی خود این گمان نبود که قلب تموم شه و هنوز زنده باشیم :)

هی تو رفت و آمدا مردمو در تکاپوی خرید و اشتیاق عید ببینی و نتونی کاری کنی سخته از شما چه پنهون که به اندازه استرس و فشار کاری بخش قلب، اون قضیه هم آزار روحی محسوب میشد!

دیشب برای اولین بار بود که تحویل سال جایی غیر از خونه بودم. یه غربت بدی تو جون آدمیزاد میشینه وقتی لحظات مهم رو کنار عزیزاش نباشه. پنج دقیقه قبل از تحویل سال فرصت کردیم سرپایی جلوی تلویزیون اورژانس یا مقلب بخونیم و تا اومدیم از شیرینی که پزشک اورژانس خریده بود برداریم یه مریض بد حال آوردن و هرکسی سر کارش برگشت اما اینم یه تجربه بود دیگه.

سال جدیدتون پر از تجربیات شیرین و خاطره انگیز :)

+به طرز عجیبی خودم دارم حس میکنم که انرژی این پستم پایینه:) ولی نگران نباشید حالم خیلی هم خوبه و در واقع این فقط اثرات پست کشیک بودنه. راستی با وجود همه فشار ها کلی کتاب جدید خوندم:) عید از طعم کتابای جدید غافل نشید که کلاه سرتون میره:)