از مضرات نزدیک بودن روز پزشک و روز تولد آدمی اینه که یه کادو بیشتر نمیگیری! سرو تهشو با یه جشن هم میارن دیگه بعله! یادمه موقع انتخاب رشته هم دچار یه بحران اساسی شده بودم :دی بابا نظرش رو داروسازی بود و من فقط به پزشکی فکر میکردم اما گهگاه با خودم فک میکردم 4شهریور که تولدم باشه به پنجم، روز داروسازی نزدیکتره تا یکم روز پزشک! با این حساب نکنه تقدیر من اینه که دارو برم؟!نکنه تو اون رشته بهتر باشم؟! خل شده بودم اساسی :)))

از یک ماه آفی که دارم دوروزش گذشته و من کم کم دارم از خلاء درس دیوونه میشم :) نه که بخوام بگم از این بچه های تک بعدی ام که فقط تو درس و کتابام زندگی میکنمااا یا مثلا بلانسبت خودم نخبه ای چیزیم نه! اتفاقا من تو سخت ترین امتحانا گهگاه فیل مبارکم یاد گویندگی و کتابای غیر درسی و حتی فیلم و... میکنه! فیله دیگه حرف که حالیش نی چه کنم؟! اما خب آدم هدفشو که طبق علاقش انتخاب کنه یه جورایی تعطیلی بی معنی میشه در واقع اوقات فراغت یعنی اینکه بدون استرس امتحان خودت بشینی با کتابات عشق بازی کنی. از اونجا که این اولین آف بعد از دوسال و تا یک سال آیندس مامانم گفته کتاب دستت نبینما :/ 

کلی ام فیلم و سریال گرفتم از بچه ها ولی حسش نیس ببینم!

نمیدونم خواستگارا چی میگن این وسط :/ واقعا پروسه استرس زا و مسخره ایه هی این بره اون بیاد هی تو فک کنی سبک سنگین کنی آخرم به آدم نمیخورن هیچ کدوم.(بماند استرس اینکه هر جلسه چی بپوشم :دی) بقول زری خو اونکه قسمت آدمه بیاد و تموم شه دیگه این پارازیتا هم نباشن. والا!

این عکسم همینجوری گذاشتم که پست تولدم الکی مثلا خوشگل بشه وگرنه واقعا فک کردین به فاصله دوروز میان دوباره واسه من جشن میگیرن؟! اصلا خجالت نمیکشین دختر پسرای گنده تولد میگیرن براتون؟! تولد مال نینیاس :/ حالا کادوشو بگی یه چیزی!

+خیلی ممنونم از کسایی که برام کامنت میذارن و کسایی که تبریک گفتن. فعلا کامنتا به دلایلی نمایش داده نمیشه ولی ازتون کلی انرژی میگیرم :)