گذر از مراحل زندگی برای من همیشه توام با دلتنگی بوده. خوب و بد زشت و زیبا، برای من دل کندن مشکله. اینکه بخوام برم به یه موقعیت جدید و ناشناخته هرچند بادشواری های زیادی همراه باشه، به مراتب ساده تر از اینه که یکی یکی کسایی که تو متن زندگیم جاری بودن، ازم دور شن. اون جای خالیه، اون تیغ بغضی که توی گلو جا خوش میکنه، تا مدتها زندگی رو بند میاره. انگار درست وقتی که میره، زمان متوقف میشه و زندگی با همه جلوه های جادوییش تبدیل میشه به یه عکس مرده ی بی روح.

ستاره، هانی، ریحانه و ساحل...براتون بهترین ها رو دعا میکنم.